درد دل مدیر
سلام دوستان نمی دونم از کجا شروع کنم و چی بنویسم
ولی می نویسم اونکه اعماق درونم به مغزم دستور میده می نویسم از این جامعه خرافه گرایی از بی عدالتی ها از جامعه عوام : بعضی از دوستان رو نت تو خیابون اقوام جامعه به من انتقاد می کنند البته این انتقاد به خیلی یا میشه؟می گویند سیاست به ما چه ربطی داره درگیری ها به ما چه ربطی داره فقط به فکر زندگیت باش؟ خوب به هر حال دوستان عزیز سیاست هم یه نوع علاقمندیه مثل خیلی چیزای دیگه زیاد درسته تو این مدت اخیر به خاطر انتخابات تو وبم پستهای سیاسی می گذاشتم سرنوشت کشورم برام مهمه نمی تونم بی تفاوت باشم اگه به من و تو و امسال ما ربطی نداشته باشه پس به کی ربط داره یه جامعه مدنی و دموکراسی رو افکار و اعتقادات مردم اون جامعه تشکیل میده نه رهبر یا مراجع تقلید یا ریس جمهور و یا وزیر و غیره...... درسته این موضوع تو مملکت ما اجرایی نبوده و نیست ولی دوستان عزیز ما باید برای افکار و اندیشه هامون ارزش قائل باشیم باید بدونیم برای چی داریم زندگی می کنیم اگه این جور به مسائل نگاه کنیم که هیچی به ما ربطی نداره رو زندگی روزمره ما هم تاثیر می ذاره اگر این طرز فکرمون باشه جسارت نشه هیچ فرقی با حیوان های تو چنگل نداریم زندگی فقط خوردن و خوابیدن نیست متاسفانه تو مملکت ما برای هیچ کس ارزش قائل نیستن ما شدیم یه ماشین کوکی که کنترل اون ماشین تو دست..........یعنی پا گذاشتن رو اعتقادات و افکار ما اونا تصمیم می گیرن ما تو خونه ماهواره داشته باشیم یا نداشته باشیم اونا تصمیم می گیرند ما چه خبر هایی رو نگاه کنیم چه خبر هایی رو نگاه نکنیم اونا میخوان سایتا فیلتر بشن یا نشن اونا میخوان چه کتابهایی مجاز باشن یا نباشن و خیلی چیزای دیگه که رو زندگی ما هم تاثیر گذاره اینجور نیست دوستان؟ خوب رشد فکری انسان ها امروزه با همین وسایل رسانه های خبری ست یا مطالعه که خدا روشکر از لطف آقایون همه رو حرام کردن و دارن جمع آوری می کنند باید جامعه خرافه پرستی داشته باشیم تا کی اینا رو رو مردم محدود می کنید بیا فرهنگ سازی کنید نه محدودیت سازی نه دیکتاتور سازی آقا جان من نمی تونم مرجع تقلید داشته باشم چون خداوند بهم عقل داده شعور داده هر جوری دوست داشته باشم میخوام زندگی کنم حالا چه بد چه خوب اگه قراره عذابی باشه در اون دنیا برای منه نه شما در آخر آیا آنهایی که کشته شدن یا تو زندان دارن شکنجه می بینند اونا منافعی داشتن اونا دوست نداشتن زندگی کنند اونا ایرانی نبودن فرزند ایران نبودن فقط به خاطر افکار و اندیشه هاشون وایسادن آیا اونا دوست داشتن بیگانه بیاد تو کشورشون نه فقط گفتن ما فرزندان ایرانیم ما را بفهمید ولی نفهمیدنشون با تیر و جماق و توهین جوابشون رو دادند و به قول خودشون عدالت علی رو اجرا می کنند دوستان من به نتیجه رسیدام که کارایی که این حکومت داره انجام میده بلعکس دین و خدا و پیغمبره یه دین جدید که به دین دیکتاتور حتی برتر از دیکتاتور شک نداشته باشین ولی.............موفقيت ناشي از قضاوت صحيح است. قضاوت صحيح ناشي از تجربه و تجربه اغلب ناشي از يک قضاوت نادرست است.اگر جاده نبود ديگر غربت معنايي نداشت با آرزوی موفقیت برای ایران مدیر دنیای امروز و فردا:: س..گ