روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند، چقدر فقیر هستند. آن دو یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند. در راه بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید: نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟پسر پاسخ داد: عالی بود پدر! پدر پرسید آیا به زندگی آنها توجه کردی؟پسر پاسخ داد: بله پدر! و پدر پرسید: چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت: فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهار تا. ما در حیاطمان یک فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد. ما در حیاطمان فانوس های تزیینی داریم و آنها ستارگان را دارند. حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آنها بی انتهاست! با شنیدن حرفهای پسر، زبان مرد بند آمده بود. بعد پسر بچه اضافه کرد : متشکرم پدر، تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم!
جامعه ایران فشار فقر روی افراد را مضاعف می کند. آدم ها نه تنها بابت محرومیت ناشی از فقر اذیت می شوند بل که باید شرمندگی ناشی از فقیر بودن را هم بر دوش بکشند. گاهی فشار این خجالت ناشی از فقیر بودن از اصل ماجرا تلخ تر و دردناک تر است.
"بسم الله الرحمن الرحیم
برادر عزیز جناب حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی
با سلام، پیام دلسوزانه شما را مطالعه کردم و از اظهار لطفی که به این
فرزند کوچک مردم و دوست قدیمی خود نموده بودید، منفعل شدم. برای سالها به عنوان یک شهروند از اینکه شخصیت عزیزی چون شما ریاست این جمهوری را بر عهده گرفته است، لذت میبردم و به آن افتخار میکردم؛ زمانی که نسل نوخاسته تلالو آرمانهای خود را در آن چهره ملاقات میکرد و به هیجان میآمد، به همراه آنان خود را جوان میدیدم. این احساس همچنان که هنوز با آنان باقیمانده است، با اینجانب نیز هست و ذخیرهای است برای اسلام و انقلاب و سعادتی که مردم ما به راستی مستحق آنند.بسیار تاسف خوردهام که مخالفان چگونه میتوانند نقشی را که در بزنگاهی خطیر از انقلاب اسلامی برای اصلاحطلبی بر عهده گرفتید، نبینند و یا موافقان با امید افزایش مطالبات از تاکید بر دستآوردهای بزرگی که داشتهاید چشمپوشی کنند، تا جایی که فضا برای غفلت از آنها باز شود؛ غفلت نه فقط از کامیابیهای دورانسازی که درکشان به مرور زمان و یا نگاههای عمیق نیاز دارد که حتی حقیقت روشنی چون نقش دولت شما در انشای پیشرفتهای بهدست آمده در زمینه انرژی هستهای و یا ارتقای موقعیت جهانی نظام وکشور.خود میدانید که اینجانب چون شما، راه درست را اصلاحات همراه بازگشت به اصول، و نیز پیرایش و نوزایی در این مسیر تلقی میکنم و اگر مختصات زمانه ایجاب نمیکرد، برای تداوم این طریق کسی را مناسبتر از پایهگذار آن نمیدانستم. همچنین و همانگونه که در ملاقات حضوری عرض کردم دقت و صحت برآوردی که از این مختصات دارم را برگشتناپذیر نمیبینم و اگر فارغ از رودربایستیهایی که تاریخ بر ما نخواهد بخشید و ملاحظاتی که در مقایسه با منافع ملی جا دارد نادیده گرفته شوند، رای دوستان و غالب بر همه، نظر شما این ارزیابی مرا تایید نکند، بر آن اصرار نمیکنم. همچنین فرصت و فسحت مجال را برای اتخاذ بهترین تصمیم و وصول به وحدتی که نیروهای همفکر و همسنگر بدون تردید به آن میرسند، هنوز گسترده میدانم و تاخیر خود یا شما یا هریک از دیگر دوستان را در خروج از صحنه، مفید به شورانگیزتر شدن فضای انتخابات میشناسم.در عین حال اگر تصمیم شما قطعی است، انتظار تمامی مردم ایران و در میانشان اینجانب از تعهد اسلامی و انقلابی که در آن جان عزیز، سراغ گرفتهایم، این است که نقش شما در تحقق آرمانهایی که پیشارو داریم همچنان ادامه یابد. به ویژه برای توسعه جامعه مدنی که دغدغه عصری نیروهای فهیم و دلسوز کشور است، نیاز به سرمایهگذاریهای جدی چون تلاش و تکاپوی مشخص شماست.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
میر حسین موسوی"
اگر از انسانها سئوال کنی که از زندگی خود چه
میخواهند پی خواهی برد که همه دوست دارند موفق شوند. گروهی از انسانها مایلند در رشته کاری خود موفق شوند و گروه دیگر در دنیای ورزش؛ گروهی دوست دارند پدر و مادرهای موفقی باشند، عدهای دیگر دوست دارند که موفقیت را در هماهنگی با اعتقادهای درونی خود ببینند و بعضی هم دوست دارند که در زمینه معنوی و مذهبی موفق شوند. اگر از همه این انسانها بخواهی موفقیت را تعریف کنند هرکدام تعریف متفاوتی ارائه خواهند داد.تعریف دنیای مصرفی از یک فرد موفق، دربرگیرنده درآمد، لقبها و ثروت است. اگر موفقیت این است پس من امیدوارم زندگی واقعاً دربرگیرنده محتوای بیشتری باشد تا فقط موفقیت.اگر ما میخواهیم موفقیت حقیقی کسب کنیم، ابتدا باید بهطور واضح و مشخص موفقیت را برای خود تعریف کنیم. موفقیت چیزی است که در درون ما اتفاق میافتد. دید ما نسبت به چیزهائی که هم اکنون داریم، تعیینکننده این است که ما خودمان را موفق میبینیم یا نه. موفقیت یک احساس روحی است و نه دریائی از اثاثیه، عنوانها و لقبها. وقتی که ما موفقیت خود را فقط از لحاظ مالی اندازهگیری میکنیم این خطر وجود دارد که از ترس اینکه چیزی را که داریم از دست بدهیم همیشه در اضطراب باشیم و همه وقت در تلاش که مبادا ثروتمان را از دست بدهیم و برعکس با وضع اقتصادی بد، خود را ناموفق ببینیم.به عبارت دیگر موفقیت، طرز فکر ما نسبت به آنچه که داریم است. اگر امروز احساس نمیکنی که موفق هستی، ممکن است با خرید مثلاً یک موبایل و یا اتومبیل آنچنانی خودت را برای مدت کوتاهی موفق احساس کنی. در ضمن این مستلزم این است که کسی به موبایل و یا اتومبیل شما توجه کند و از آن مهمتر درباره آن نیز نظر مثبتی بدهد. از نظر من ما موقعی موفق میشویم که موفقیت برای ما یک هدف و یا یک نیاز نیست، بلکه این هدف و یا نیاز به یک هدف تبدیل شده تا دیگران را موفق کنیم. زمانیکه به نقطهای رسیدیم که میتوانیم خودمان باشیم و کارهائی را انجام دهیم که لذت میبریم، باعث میشود افراد در مجاورت ما احساس رشد کنند و در این صورت است که ما موفق هستیم. زمانیکه طرز فکری را که متأثر از رقابت، مبارزه، کمبود، ترس و اضطراب است، کنار گذاشتیم آنوقت موفق میشویم.
چرا انسانهای موفق در همهچیز موفق هستند؟
تاکنون متوجه شدهای که انسانهای موفق تمام کارهایشان را خوب انجام میدهند. این مسئله اتفاقی نیست، و به این دلیل است که آنها زندگی خود را بر پایه درستی بنا کردهاند پایهگذاری زندگی آنها از شرکت راسخ آنها در خودشناسی و خودسازی آنهاست. آنها درکی عمیق و کامل دارند از اینکه: چه کسی هستند، چه نیازهائی دارند و ویژگیهای درونی، کمالات و آرزوهای آنها کدام است.رهبران، مدیران، قهرمانان و دیگر انسانهای موفق از الگوئی به شکل زیر استفاده میکنند: مشخص کردن اینکه آنها در کجای زندگی خود قرار دارند (نقطه مقطع).۲ آگاهی از اینکه آنها کیستند (خودشناسی)، مطلع شدن از نیازها، استعدادها، آرزوها و نقاط مثبت و منفی خود.۳ مشخص کردن اینکه راهی کجا هستند (مقصد)، آنها هدف خود را جزء به جزء تشریح و روی کاغذ مکتوب میکنند.۴ وقتی آنها میدانند در کجا هستند (مبدأ) و راهی کجایند (مقصد) راهی را انتخاب میکنند تا زودتر به مقصد برسند (بینش).۵ آنها برای این بینش طرحی را مینویسند.۶ این طرح را پیاده میکنند و تمام اعمالشان از هدف آنها رهبری میشود.آنها هر روز که از خواب بیدار میشوند و هر شب که به خواب میروند هدف خود را به یاد میآورند. هدف خود را در تمام لحظههای بیداری به یاد دارند و هرگز اجازه نمیدهند هدفشان لحظهای از نظر آنها فراموش شود. بحر حال خوش به سعادتشون ما که اصول اجرا نکردیم
منبعhttp://www.aftab.ae

۲ -در فروتنی مانندزمين باش
۳ -در مهر و دوستی مانند خورشيد باش
۴ -هنگام خشم و غضب مانند کوه باش
۵ -در سخاوت و کمک به ديگران مانند رود باش
۶ -در هماهنگی و کنارآمدن با ديگران مانند دريا باش
۷ -خودت باش همانگونه که مينمايی
گفت ابلیس:آخر ای بسیار گو/آن همه!..را لبیک کو؟!
می نیاید یکی جواب از پیش تخت/چند یا رب میزنی با روی سخت؟!
گفت:هین از ذکر چون وامانده ای؟/چون پشیمانی از آن کش خوانده ای؟!
گفت:لبیکم نی آید جواب!/ز آن همی ترسم که باشد رد باب؟!
گفت:آن ا...تو لبیک ماست/و آن نیاز و درد سوزت پیام ماست
ترس و عشق تو کمند لطف ماست/زیر هر یارب تو لبیک هاست!



